الشيخ المنتظري
65
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
آن چيز است ، مىخواهند بفرمايند كه با دقّت كامل پيرامون آن توجّه كرده ام . « فما وجدتنى يسعنى الاّ قتالهم » در خودم وسعتى به غير از جنگ با معاويه و اصحاب او نديدم . « او الجحود بما جاءنى به محمّد ( صلى الله عليه وآله و سلم ) » و يا بايد آنچه را رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) براى من آورده منكر شوم . ملازمه جنگ نكردن با انكار به آنچه رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) فرموده در اين است كه پيامبر از طرف خداوند به حضرت على خبر داده بود كه بايد با ناكثين و قاسطين و مارقين جنگ كند ، ( 1 ) وقتى رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) صادقِ مصدّق است مسلّماً جنگ با اين سه طايفه براى حضرت على ( عليه السلام ) لازم است و فرار از جنگ به معناى تكذيب اخبار غيبى و دستور رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) است . مشقّت دنيا يا عذاب جهنّم ؟ « فَكَانَتْ مُعَالَجَةُ الْقِتَالِ اَهْوَنَ عَلَىَّ مِنْ مُعَالَجَةِ الْعِقَابِ ، وَمَوْتَاتُ الدُّنيَا اَهْوَنَ عَلَىَّ مِنْ مَوْتَاتِ الاْخِرَةِ » ( پس علاج جنگيدن بر من آسانتر از علاج عذاب خدا ، و مرگهاى دنيا بر من آسانتر از مرگها و عذابهاى آخرت است . ) امر براى من داير مدار جنگيدن و نجنگيدن است ، اگر بجنگم به وظيفه ام عمل كرده ام و اگر نجنگم بر خلاف وظيفه عمل كرده ام و در قيامت به عقاب و عذاب خدا مبتلا مىشوم . « فكانت معالجة القتال اهون علىّ من معالجة العقاب » پس ديدم انجام دادن جنگ برايم آسانتر از تحمّل عذاب قيامت است . در قبول جنگ مردن افراد هم وجود دارد ، مىفرمايند : « و موتات الدّنيا اهون علىّ من موتات الآخرة » درست است كه اگر بخواهم بجنگم به مشقّت و سختى هاى جنگ و شهيد شدن افراد مبتلا مىشوم ، امّا اين مشقّت هاى جنگ خيلى راحت تر و زودگذرتر از سختى ها و مشقّت هاى آخرت است كه دائمى است . همان طورى كه
--> 1 - عيون اخبار الرضا ، ج 2 ، ص 61 ; و منهاج البراعة ، ج 4 ، ص 211